رسوایی های جنسی نظامیان امریکایی را شرمسار و کاخ سفید را تکان داد
نویسنده :مهرالدین مشید نویسنده :مهرالدین مشید

پیش از آن که بارک اوباما رییس جمهور امریکا جشن پیروزی خود را بعد از انتخابات ریاست جمهوری آن کشور به انجام برساند و از آن هرچه با شکوه تر بزرگداشت به عمل آورد، به افتضاح بزرگ جنسی نظامیان ارشد خود دچار گردید . رسوایی یی  که شاید در تاریخ نظامیان امریکا بی سابقه باشد . این رسوایی کاخ سفید را تکان داد؛ گرچند اوباما با اظهاراتی خواست این حادثه را دست کم گرفته و آن را خیلی کوچک نشان بدهد که گویا همچو حوادث در فرهنگ اردوی امریکا چندان اثر گذار نخواهد بود.

رسانه ها به نقل از استیون بویلان سخنگوی سابق دیوید پترایوس رییس سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سی آی ای) گرارش دادند که این جنرال بازنشسته اعتراف کرده که به نسبت داشتن رابطۀ نامشروع با خانم شوهر داری به نام پائولا برادول، نویسنده کتاب شرح حال او، اشتباۀ بزرگی را مرتکب شده است . وی با قبول مسؤولیت یادشده افزود که او و خانواده اش سعی خواهند کرد تا این مرحلۀ دشوار را پششت سر بگذارند، گرچند میدانند که روز های دشواری را پیش رو خواهند داشت. آقای بویلان همچنین به نقل از آقای پترایوس گفت که رابطه او با خانم برادول دو ماه پس از آنکه ریاست سی آی ای را به عهده گرفت شروع شد و چهار ماه قبل پایان یافت.

پترایوس که ۳۸ سال با همسرش زندگی کرده در استعفانامه اش نوشت که رفتارش "غیرقابل قبول" بوده است .مقام های ارشد پولیس فدرال آمریکا (اف بی آی) و سی آی ای روز سه شنبه در کنگره حاضر خواهند شد تا درباره تحقیقاتی که به کشف آن رابطه منجر شد توضیح دهند. پترایوس بخیث حترال چهار ستارۀ امریکایی با تاسیس شورای بیداری در عراق و سرکوب شورش عراق به موفقیت هایی نایل آمد که او را به شهرت رسانید. وی 14 ماه قبل ریاست استخبارات مرکزی امریکا را عهده دار گردید. ماجرای جنسی او سه روز بعد از پیروزی مجدد  اوباما افشا گردید و او را بر سر زبان ها افگند؛ اما دو روز بعد ازافشای این رابطه رسانه های امریکایی گزارش دادند که استخبارات مرکزی امریکا یعنی اف بی آی و وزارت عدلیۀ امریکا در اواخر تابستان از این موضوع آگاهی داشتند و اما از دادن اطلاعات به کاخ سفید خود داری کردند . اعضای جمهوری خواهان می گویند که هرگاه سوالات جدی در مورد مصالحه بر سر اطلاعات امنیتی به خاطر این رابطه وجود داشت، چرا اف بی آی از ارایۀ اطلاعات به کاخ سفید چندین ماه خود داری نمود. دایان فاینساین رییس دموکرات کمیتۀ اطلاعات سنا گفت: " ما از قبل هیچ گونه خبری دریافت نکردیم،  خبر مانند صاعقه فرود آمد" از سویی هم اظهارات خانم برادول در دانشگاۀ دنور امریکا مبنی بر موجودیت بازداشتگاۀ  مخفی سیا در بنغازی وحمله بر آن سوالاتی را برانگیخته است. قرار بود که پترایوس 15 نوومبردر مورد حمله به بنغازی عقب دروازه های بسته به کنگرۀ امریکا پاسخ بگوید؛ اما قرار بود که مایکل مورل رییس جدید سیا به جای او حاضر شود و اما خود او به مجلس سنا برای پاسخدهی حاضر گردید . (1) هنوز افتضاح پترایوس بر سر زبان ها بود که  گزارشهائی داير بر تبادل "ايميلهای نامناسب" ميان ژنرال جان آلن، فرمانده نيروهای ناتو در افغانستان و جيل کلی، خانمی متاهل در ايالت فلوريدا، به نشر رسید که با هم مغازله می نمودند. اوباما، رییس جمهوری آمريکا از آقای الن حمايت کرد و.جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید گفت : اوباما به ژنرال الن "ایمان" دارد و از خدماتش  به کشور و افغانستان نقدیر می کند؛ اما اوباما  بر بنیاد تقاضای  وزیر دفاع، نامزدی ژنرال الن به عنوان فرمانده نیروهای ناتو در اروپا را تا پایان تحقیقات وزارت دفاع به تعویق افگند و ژنرال ژوزف دانفورد را به سمت فرماندار نیروهای ائتلاف در افغانستان برگزید .

اوباما به رسانه ها گفت که نباید، از افتضاح پترایوس و جان آلن نیاید استنباط کنند که در اردوی امریکا چنین دشواری های فرهنگی بصورت فراگیر وجود دارد . این.جنجال خبری زمانی آغاز شد که خانم کلی بعد از دریافت ایمیلهای تهدید آمیز، برای پیگیری به یکی از دوستان خود در پلیس فدرال آمریکا (اف بی آی) رجوع می کند.تحقیقات پليس فدرال آمريکا (اف بی آی) باعث می شود که رابطه بین ژنرال پترائوس، رئیس سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و پائولا برادول، نویسنده کتاب شرح حال او بر ملا شود چرا که پائولا برادول، جیل کلی را در این ایمیلها به رفتار اغفالگرانه با ژنرال پترائوس متهم کرده بود(2).

دراین شکی نیست که در امریکا رابطه های جنسی نامشروع یا به تعبیری دیگر عشق های "قاغوشی" پترایوسی و جان آلنی داستان های ناآشنا جه که یک امر خیلی عادی است . نه تنها این که رابطۀ مشروع و نامشروع اگر در آن کشور با یکدیگر برابر نیستند، چندان از یکدیگر بیگانه هم نیستند. آنهم در کشوری که زیاد عاشق پسر داشتن و پشت سر هم رابطه داشتن با مردان نه تنها عیب است که افتخار هم می باشد؛ زیرا بنا بر سؤ تعبیر از آزادی و دموکراسی و استفادۀ ابزاری از آزادی های واقعی زن در جامعۀ غرب، بویژه امریکا مظلوم تر از هر جای دنیا است . زن بیچاره است که زنده گی اش زیر نام آزادی های  "انسانی"بازیچۀ مردان عیاش و فحاش قرار گرفته است و روح بزرگش در بازار مکارۀ سرمایه داری ضجه می کشد. ازهم گسیتختگی های خانواده  گی، افسرده گی های اجتماعی، نابسامانی های جنسی زن را در بازار های سرد و بی رونق سرمایه داری به فریب جدشد کشانده است. زن امریکایی امروز در این فریب جانکاه هویت انسانی اش را در حال از دست دادن است . این از دست دادن ها است که  هر از گاهی با آنکه اندکی آرام نمی گیرد؛ اما باز هم او را در نهایت ناگزیری ها در آغوش مردان نامحرم  و عیاشی می کشاند . زورمندان و ثروتمندان با کام گیری از زنان، تاج آزادی زنان را بر سر آنان نهاده  و از بام تا شام آزادی  مرگبارش را در بحبوحۀ پامال کردن عزت و شرافتش جشن میگیرند و با بوق و کرنا فریاد بر می آورند که گویا زن "از حقوق انسانی اش بهره مند گردیده است . در حالیکه این تبلیغات میان تهی جز به بازی گرفتن وقار زن و قرار دادن او چون ملعبه یی در اختیار مردان زنباره معنای دیگری ندارد . نظام سرمایه برای بهره گرفتن بیشتر از زن، جنایت آشکار در حصۀ او را حقوق انسانی تعبیر کرده و به این بهانه می خواهد، بر یاس و نابسامانی های دردبار او پرده بکشد تا از او بیشتر کام گیرد .  این زن مظلوم است که قریب قارقار قابیل سرمایه را خورده و بار بار  ماندن خود را در آغوش  پترایوس و جان آلن و ... در موجی از سرگشتگی های روانی به استقبال بگیرد. در حالیکه میداند، زنده گی و حیثیت او بیرحمانه به باری گرفته شده است. این زن که دیگر هر"جایی" شده و هر لحظه افتادن در آغوش تازه یی را در رویا می پرود. هرگز از آغوش خانوادۀ خود لذت نبرده و هر روز گریز پا تر از روز دیگر آغوش مردان نامحرم تازه دم را به تجربه می گیرد . زیرا او در اولین بهار جوانی از آغوش گرم خانوادۀ محروم شده و با افتادن به دام مردان لذت واقعی حیات خانواده گی را از دست داده است. برای این زن مظلوم دیگر عشق و دوست داشتن معنایی ندارد و در واقع زنده گی را موج گذرایی تلقی کرده که در جهانی از پوچی و بی هدفی به بهای شرافت خویش از شانه های بلند آن فرو می رود . دیگر برای او فرقی نمیکند که قربانی کدام صیاد درنده خو و عیاش میگردد، شاید در این سرگشتگی ها افتادن در دام پترایوس ها  و جان آلن ها افتخاری افزون تر از عشق و دوست داشتن باشد؛ زیرا او دیگر از خوان پرحلاوت عشق واقعی محروم گرداینده شده و تنها ثروت های سرشار پترایوسی و جان آلنی است که در سایۀ آن احساس آرامش میکند. با آنکه میداند، آرامشش زودگذر است و فردا صیاد دیگری در انتظارش نشسته است.

این زن مظلوم شاید قابل مواخذه و مجازات نباشد، زیرا زنده گی پرسعادت او قربانی نظامی شده است که از در و دیوارش جز قدرت، ثروت، برهنگی و تفنن چیز دیگری فواره نمی کند. در موج فواره های آتشین این دو جلوۀ شیطانی ناگزیرانه قربانی خوش گذرانی های  پترایوس ها و جان آلن ها می شود . ورنه چگونه ممکن است که زنی با همه آرزو ها و خواست هایش به دام پترایوس بیفتد؛ گرچند این رخداد در امریکا عادی نیست؛ زیرا زمانی که شرف و وقار زن یک بار به قربانی گرفته می شود . او دیگر از لذت واقعی زنده گی محروم شده و به مثابۀ آدمی می شود که هر آن در جستجوی گم شدۀ خود است تا آن را در آغوش مرد تازه یی بدرقه کند که هرگز به آن نایل نمی آید . در فراز و فرود این لذت جویی های کذایی بالاخره در آغوش جنرال چهار ستاره می افتد.

در این میان چیزی که شگفت آور است، اینکه این گونه رابطه ها میان پسران و دختران نوجوان و جوان امریکایی امری عادی است و این گونه رابطه ها از لحاظ قانونی جرم پنداشته نمی شود؛ اما این بارسر این گونه رابطه های نامشروع جنسی از یخن یک جنرال چهار ستاره بیرون می کند که خود شگفت آور و عجیب است . رابطه یی که یک باره مقام دولتی و وقار انسانی او را به زمین زده و او را زیر سوال شدید خانواده اش قرار میدهد . چنان سوالی که او به صراحت می گوید، می خواهم با ترک وظیفه به دشواری های پیش آمدۀ خانواده گی خود بپردازم . حالا چنان او را جنجال های خانواده گی، اجتماعی و دولتی  خورد نموده است که حتا از توجیۀ آن عاجز مانده است.  امروز قانون مدنی امریکا هم از کمک رساندن به او عاجز مانده است تا جلو از هم پارچی نظام خانواده گی او را بگیرد، این رخداد نه تنها صدمۀ جبران ناپذیری به کاخ سفید و پنتاگون وارد کرد و شخصیت نظامیان امریکایی را به کلی زیر سوال برد؛ به میابۀ لکه ننگی بر جبین او سایه افگنده که لطمۀ شدیدی به حیثیت فردی و اجتماعی آن نیز وارد کرده است. نشان ها و ستاره هایی که دیروز گواهی بر ابهت نظامی و کاردانی های جنگی او بود و در رویارویی های بزرگ نظامی یار و یاور او بود، امروز چنان بیکاره شده است که حتا توان دفاعی او را در خانواده اش نیز از بین برده است؛ زیرا او درمقام و حالتی نیست که این اشتباۀ بزرگ خود را توجیه کند؛ زیرا او حتا در برابر مقام پیری و شکوۀ کهن سالی خجل مانده است و تاب برآمدن از زیر بارش را شدید از دست داده است.

از همه جالب تر این که هر دو جنرال مذکور در افانستان انجام وظیفه کرده اند و کارنامه های پترایوس در عراق و افغانستان مشهور است. از این که این گونه رابطه ها در جامعۀ امریکایی چندان استثنایی نیست و اما این که چگونه شده تا این جنرالان قربانی رسوایی های جنسی و مغازله یی شان گردیده اند، شاید دلیلش پنهان کاری ها و عدم  صداقت در مبارزه با تروریزم و مخفی کاری های آنان با پاکستانی ها باشد . در نتیجه این همه دست به دست هم داد و با ساختار های فرهنگی امریکا گرۀ ناگسستنی خورد و افتضاح کنونی را به بار آورد . رسوایی یی که در پنتاگون بی سابقه بوده و پنتاگون را نمادی از عیاشی و فحاشی در موج سنگینی از هوس بازی های جنرالان چهار ستاره به نمایش گذاشت . بصورت آشکار از روی  نظامیان امریکایی پرده افگند و از آنان مشتی عیاش و زنباره معرفی نمود . بعید نیست که یکی از دلایل شکست آنان در جنگ افغانستان همین زنباره گی ها باشد که جنرالان چهار ستارۀ آنان به جای پرداختن به تکتک های نظامی، بیشترین وقت خویش را صرف مکاتبات و نوشتن یی میل ها و مغازله های عاشقانه نموده اند. بالاخره به رسوایی هایی انجامید که نظامیان کاخ سفید را در پای شرمساری به زیر افگند و صاعقۀ آن کاخ سفید را به لرزه در آورد.  15 نوومبر

یاد داشت ها:

1 - بی بی سی، 13 نوومبر

    2 - بی بی سی، 14 نوومبر

 


December 10th, 2012


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
مسایل بین المللی